<?xml version="1.0" encoding="windows-1256" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
xmlns:annotate="http://purl.org/rss/1.0/modules/annotate/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">
<!--
	This feed generated for Anonymous	More info at http://www.PersianBB.com/
-->
<channel>
<title>تالارها&#1740; گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/</link>
<description>آژانس املاک معتبر دوب&#1740;</description>
<managingEditor>admin@persianbb.com</managingEditor>
<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
<generator>RSS Feed 2.2.4</generator><lastBuildDate>Wed, 10 Mar 2010 16:39:51 GMT</lastBuildDate>
<image>
	<url>http://images.persianbb.com/pbb2.gif</url>
	<title>تالارها&#1740; گفتمان</title>
	<link>http://www.persianbb.com/</link>
	<width>122</width>
	<height>56</height>
</image>
<item>
<title>طنز، جوک و سرگرمي :: RE: جوکهاي مودبانه!</title>
<link>http://www.persianbb.com/t101-2325.html#96954</link>
<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 07:52:31 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t101-2325.html#96954</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: چهارشنبه 19 اسفند 1388، ساعت 12:22 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;div dir=ltr&gt;A young man went to his father one day to tell him that he wanted to get married.
&lt;br /&gt;
His father was happy for him. He asked his son who the girl was,
&lt;br /&gt;
and he told him that it was Samantha a girl from the neighborhood.
&lt;br /&gt;
 
&lt;br /&gt;
With a sad face the old man said to his son, ''I am sorry to say this son but I have to. The girl you want to marry is your sister, but please don't tell your mother.''
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
The young man again brought 3 more names to his father but ended up frustrated cause the response was still the same.
&lt;br /&gt;
 
&lt;br /&gt;
So he decides to go to his mother. ''Mom I want to get married but all
&lt;br /&gt;
 the girls that I love, dad said they are my sisters and I mustn't tell you.''
&lt;br /&gt;
 
&lt;br /&gt;
His mother smiling said, ''Do not worry my son, you can marry any of those girls. You are not his son.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>طنز، جوک و سرگرمي</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t101.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96954</comments>
</item>
<item>
<title>گفتگوي آزاد :: RE: مهره‌ها از پيچ ها چه ميخواهند؟</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8907.html#96953</link>
<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 21:58:29 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8907.html#96953</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: چهارشنبه 19 اسفند 1388، ساعت 2:28 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
خيلي توپ بود . بي شرف خيلي ظريف از استعاره و کنايه ها استفاده کرده. مرحبا&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>گفتگوي آزاد</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8907.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96953</comments>
</item>
<item>
<title>گفتگوي آزاد :: مهره‌ها از پيچ ها چه ميخواهند؟</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8907.html#96952</link>
<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 14:22:42 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8907.html#96952</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u507.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;Omid&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
عنوان: مهره‌ها از پيچ ها چه ميخواهند؟&lt;br /&gt;زمان ارسال: سه‌شنبه 18 اسفند 1388، ساعت 18:52 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
پيچ‌هاي عزيز!! … باور کنيد قسمت ما، خيلي ساده است… اصلي‌ترين و اساسي‌ترين آنها هم ربطي به ماجراي آچار کشي و تکنيک هاي مورد نظر ندارد… اولين و مهمترين آن هم نظافت است… حتما بايد به شما گفت حمام برويد؟ آن جنگلهاي استوايي  را صفايي بدهيد؟ شما به  همان اندازه که ماهي از خيس بودن خودش مطلع نيست، از بوي خودتان امکان دارد خبر نداشته باشيد… نميدانيد که با هر تکان بازويتان چه بوي  اشکنه و ميرزا‌قاسمي و تخم‌مرغي از آن زير منتشر ميشود… خلاصه نظافت را بهانه‌اي براي آچار کشي کنيد و نه آچار کشي را بهانه اي براي نظافت…
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://www.boltmotorcyclehardware.com/images/2006-CH.gif&quot; alt=&quot;Image&quot; title=&quot;Image&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
ماجراي بعدي هم مقدمه چيني ماجرا  است… ببخشيد بابت اين مثال بدي که ميزنم… شما گوسفند را هم که ميخواهيد ذبحش کنيد، اول به او آب ميدهيد، دستي به سر و رويش ميکشي و يک حمد و قل‌هوالله در گوشش ميخوانيد…بعد کارد را به او نشان ميدهيد…حالا شريک که جاي خود را دارد و تاج سر است… برادر من..تو نه گلادياتوري و نه اين کارگاه، ميدان جنگ…Easy Man… Calm Down… Step by Step … از همان اول نبايد تمام زورت را به آچار بياوري…مهره هرز ميشود… ساده‌تر بگويم… اين ماجرا درست مثل اين است که دو نفر همزمان دارند از روي يک کتاب مي‌خوانند… بايد رعايت سرعت قرائت شريکت را بکني… صفحه به صفحه با او جلو بروي… گيرم که تو رفته‌اي آموزشگاه تندخواني نصرت…تکليف شريکت چيست؟… شما مشتي‌ماشااله (رحمه‌اله) را يادتان مي‌آيد؟… مي‌فرمود براي يک آچار‌کشي موفق، پيچ و مهره بايد به يک حرارت مناسب برسند…اما سرعت رسيدن به اين حرارت، براي هر دويشان يکي نيست… پيچها مثل لامپ هزار وات هستند که تا روشنشان کردي، دمايشان دستت را ميسوزاند… اما مهره‌ها مثل اتو هستند… زمان ميبرد تا داغ شوند… اما اگر داغ شدند، ميتوانند تمام چروکهاي روحت را صاف کنند…(مشتي روحت شاد با اين استعاره‌ات…کجايي تو برادر؟)
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
ماجراي مهم بعدي… آقا جان… گيرم که شما چهار تا فيلم آچارکشي آلماني و هاليوودي ديده‌اي… نبايد تمام  تکنيکهاي آن فيلمها را روي مهره خودت پياده کني… اولا شرط ميندم حين پر کردن آن فيلمها، يک اکيپ آمبولانس و آتش نشاني و  شکسته‌بند و دکتر، پشت در آماده‌باش نشسته‌اند براي حوادث غير مترقبه… در ضمن همه آنها، پيچ و مهره‌هاي کارکشته و لبه‌سابيده و رزوه هرز شده‌اي هستند که شغلشان همين است… از شما بعيد است… در ضمن کليد را در هر قفلي که ديدي فرو نکن…حريم خصوصي آدمها را محترم بدان… به گوش هم رحم نميکني؟
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
آقا جان.. اگر قرار است با مهره زندگي‌ات اولين عمليات آچار کشي را انجام بدهي، مراقب باش… آنطور نکني که از هر چه آچار و پيچ‌گوشتي، خوف به جانش بيافتد و تا آخر عمر تنش بلرزد… اگر خانواده‌تان هم رسم  ديدن دستمال گريسي ِ شب اول را دارند، يک جوري دست به سرشان کنيد… خجالت نميکشيد؟ يک قبيله آدم دم در اتاق جمع ميکنيد تا ببينند مکانيک چطور موتور طرف را پياده ميکند؟ ماجرا مثل شنا ياد گرفتن است… اگر در شناي اول،  تجربه غرق شدن داشته باشي، از آب زده ميشوي…
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
نکته بعد…خودخواه نباشيد… پنجاه درصد اين مهماني به افتخار شما برقرار شده است… پنجاه درصد ديگرش مال شريکتان است… شما آتاري بازي نميکنيد… يک نفره نيست اين بازي… يک جوري رفتار کنيد که مهره، خودش را شريک اين عمليات بداند و نه وسيله آن… همان کتابي که بالا مثالش را زديم… اول مقدمه‌اش را خوب بخوانيد… بعد متنش را با حوصله برويد و مهمتر از همه، موخره آن را… مهربان باشيد… مخصوصا بعد از اتمام آچار کشي… از او سوال کنيد… ببينيد دوست داشت؟ پيشنهادات و انتقادات را بگيريد… خلاصه مغرور نباشيد و به پيچ خودتان ننازيد….
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
مخلص کلام… اين آچارکشي براي  پيچها  اگر چه يک کار فيزيکي به حساب مي‌آيد، اما براي مهره‌ها، وزن عاطفي بيشتري دارد… روحشان را هم قلقلک بدهيد… نه فقط موقع آچار بازي… هميشه… و مهمتر اينکه، بدانيد که مهره ها، حساس تر از چيزي هستند که فکرش را ميکنيد و بدتر اينکه، در اين مسائل، تودار هم هستند… پس سکوتشان  را لزوما به حساب رضايتشان نگذاريد  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/eusa_angel.gif&quot; alt=&quot;Angel&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://talkandtea.net/&quot; target=&quot;_blank&quot; class=&quot;postlink&quot;&gt;From this blog&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>Omid</dc:creator>
<dc:subject>گفتگوي آزاد</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8907.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96952</comments>
</item>
<item>
<title>طنز، جوک و سرگرمي :: RE: جوکهاي مودبانه!</title>
<link>http://www.persianbb.com/t101-2325.html#96951</link>
<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 08:06:26 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t101-2325.html#96951</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u1592.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;ehsaneyazdanpanah&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: يکشنبه 16 اسفند 1388، ساعت 12:36 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
احوالپرسي رشتي ها:
&lt;br /&gt;
حالا ما زن نداريم ،تونبايد يه سري بهمون بزني...... &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_wink.gif&quot; alt=&quot;Wink&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;براي شعري که بي تو خواهم گفت...
&lt;br /&gt;
قافيه کم دارم ...
&lt;br /&gt;
و... 
&lt;br /&gt;
تجربه ي با تو بودن را...
&lt;br /&gt;
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>ehsaneyazdanpanah</dc:creator>
<dc:subject>طنز، جوک و سرگرمي</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t101.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96951</comments>
</item>
<item>
<title>گفتگوي آزاد :: RE: شب اميد</title>
<link>http://www.persianbb.com/t7973-330.html#96950</link>
<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 19:50:09 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t7973-330.html#96950</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u507.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;Omid&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: شنبه 15 اسفند 1388، ساعت 0:20 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
داشتم برايش تعريف مي‌کردم که اول فقط باد بود و ستاره‌ها. بعد يکي دو ستاره افتادند کف زمين، چشمه شدند. کنارشان سروها سر بلند کردند و صبح شد. همان موقع اولين سرودها را شنيديم. همان سرودهايي که تا جان آدم راه پيدا مي‌کنند و برايت از گذشته و آينده مي‌گويند. باد با خودش سرودها را به همه‌جا برد تا جاودانه شوند. بعد برايش تعريف کردم پيرمرد که آمد هيچ نگفت. رفت کنار جوان‌ترين سرو، تکيه داد بهش و هزار سال به افق خيره شد...
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.omidjahromi.com/Music/Homebase.mp3&quot; target=&quot;_blank&quot; class=&quot;postlink&quot;&gt;هزار سال سکوت در شعر عاشقانه فارسى&lt;/a&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://www.omidjahromi.com/Gallery/Temp/Christina_Smile.jpg&quot; alt=&quot;Image&quot; title=&quot;Image&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>Omid</dc:creator>
<dc:subject>گفتگوي آزاد</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t7973.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96950</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-510.html#96949</link>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 19:30:34 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-510.html#96949</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u348.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;sedayedel&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: پنجشنبه 13 اسفند 1388، ساعت 0:00 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;div dir=ltr&gt;Yaaaaaaaay 
&lt;br /&gt;
Salam Bache ha  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
Since you are good boys/ girl (Masi joonam Ina) and log in enjoy this wonderful clip ........booooooooooos
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=JEmhhJuMXR0&amp;amp;feature=related&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;http://www.youtube.com/watch?v=JEmhhJuMXR0&amp;amp;feature=related&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-style:italic&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;از تخم خودم,  تخم خودم,  جوجه ميسازم, ميشم جوجه فروش, به تخمم مينازم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;   &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>sedayedel</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96949</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-510.html#96948</link>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 19:09:24 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-510.html#96948</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u2397.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;شازده کوچولو&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: چهارشنبه 12 اسفند 1388، ساعت 23:39 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;TITAN نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;گزاش تصويري از بازديد من از شهر اهواز
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://img697.imageshack.us/img697/7347/dsc002152.jpg&quot; alt=&quot;Image&quot; title=&quot;Image&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
نميدونم چرا اسم لر ها و ترک ها بد در رفته...چون به نظر من &lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;هيچ چيز سخت تر از غرفه دار بودن در نمايشگاه اهواز نيست&lt;/span&gt;، نميدونم چرا فکر ميکردم يکي از بهترين شهر هاي ايران بايد باشه!!، و کشف ديگه اي که کردم اينه که اهوازي ها شکلات خيلي دوست دارند، حداکثر زمان ماندن شکلات کاکا ئويي در ميز مقابل بازديد کنندگان 20 دقيقه و در ميزي که هيچ بازديد کننده دسترسي به اون نداشت 60 دقيقه بود!!!!!، و جالب خوردن شکلاتي بود که تمايل به خوردن آن شکلات در انسان عادي به 0.03% ميرسه، اما اهواز قوانين متفاوتي داره.. البته اونها فکر ميکنند که هرچي که توي نمايشگاه باشه براي بردنه ( حتي بنر تبليغاتي روي ديوار يه غرفه)
&lt;br /&gt;
راستي اگه سوار تاکسي فرودگاه شديد هرچقدر که آخر مسير خواست بديد بهش..براي سلامتي خودتون ميگم.. ( مسير فرودگاه به کيانپارس 9.000 تومان البته مسافر ديگه هم سوار ميکنند، کيان پارس به فرودگاه با معطلي 3500 تومان)
&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;راستي اگه ديديد قدرت ديد افقي شما در روز به زير 20 متر ميرسه در بودن توي &amp;quot;مه&amp;quot; لذت نبريد، چون بايد گل لباساتون رو چند ساعت بعد بشوريد (گرد و خاک هوا و رطوبت ترکيب خوبي نميشه معمولا)&lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
راستي از کبابي بين خيابون 16-17 چيزي نخريد، گرون فروشه&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
قرار بود برم پيش تيتان، تو کار غرفه کمکش کنم. اما به دليل سرويس شدن دهان مبارکم موفق به اين کار نشدم و حسابي شرمندش شدم. &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_sad.gif&quot; alt=&quot;Sad&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
به دليل &lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;عدم رعايت بهداشت&lt;/span&gt; (مخففش چي ميشه؟) دندونام سالها جرم گرفته بودن و من فکر ميکردم اينا استخون هستن و دندونام رو محکم ميکنن. تو نگو اينا جرم هستن و دارن بي سر و صدا و بدون درد استخون فکم رو نابود ميکنن.
&lt;br /&gt;
خلاصه اينکه بخاطر کنده شدن يه تيکه از اين جرمها رفتم دکتر و گفتم &amp;quot;دکتر به دادم برس که دندونم شيکسته&amp;quot;  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/eusa_doh.gif&quot; alt=&quot;d'oh!&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;  دکتر گفت اين جرم بوده و چيز مهمي نيست. &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_neutral.gif&quot; alt=&quot;Neutral&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;  اما براي مشخص شدن پوسيدگي دندونات برو و يه عکس بگير. عکس رو که نشون دکتر دادم گفت خوب شد که اين عکس رو گرفتي. چي نشستي که استخون فکت بر اثر مواد و باکتري هاي اين جرما تحليل رفته و بايد لثه‌هات جراحي بشن.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://sinohe1144.blogfa.com/post-547.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot; class=&quot;postlink&quot;&gt;تو اين وبلاگ درباره جرم دندون مفصل نوشته&lt;/a&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://sinohe1144.blogfa.com/cat-22.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot; class=&quot;postlink&quot;&gt;مطالب کاملي درباره مشکلات دهان و دندان نوشته که از اين لينک ميتونيد ببينيد&lt;/a&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
خلاصه اينکه تمام لثه پاييني من رو عمل کردن و من حالا حدود 3 ميلي متر از لثه ام رو از دست دادم و دندونام دراز شدن.
&lt;br /&gt;
يکشنبه آينده هم نوبت لثه بالاييه که ديگه دهان مبارک کاملا سرويس بشه.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اين نکته‌اي هم که درباره مه و خاک گفته واقعا درسته. اولا اينکه هنوز زمستون تموم نشده گرد و خاک خوزستان رو پر کرده. خدا تابستون به دادمون برسه. ثانيا واقعا لباسها گِلي ميشن، يعني موقعي که مه و خاک توي هواست در عمل از آسمون گِل ميريزه رو لباسا.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
ما از اين انشا نتيجه ميگيريم که:
&lt;br /&gt;
1. دهنم سرويس!
&lt;br /&gt;
2. هر 6 ماه يا حداقل هر 1 سال معاينه دندانها از واجبات است. شازده کوچولو (دس)
&lt;br /&gt;
3. خوش به سعادت خوزستاني ها که خاک کربلا نصيبشون شده
&lt;br /&gt;
4. باز هم دهنم سرويس!&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px; line-height:normal&quot;&gt;هيچ وقت نبايد به حرف گل‌ها گوش داد. گل را فقط بايد بوئيد و تماشا کرد. گلِ من تمامِ اخترکم را معطر مي‌کرد گيرم من بلد نبودم چه‌جوري از آن لذت ببرم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنت اگزوپري)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>شازده کوچولو</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96948</comments>
</item>
<item>
<title>جامعه :: RE: نوابيغ نابغه نما!</title>
<link>http://www.persianbb.com/t5682-30.html#96947</link>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 19:04:14 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t5682-30.html#96947</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u2397.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;شازده کوچولو&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: چهارشنبه 12 اسفند 1388، ساعت 23:34 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
طرف طرح داده اما آزمايش نکرده. خوب من هم طرح ميدم اگه به ميزان کافي ماست به اقيانوس بريزيم، 100 درصد اقيانوس تبديل به دوغ ميشه.  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_mrgreen.gif&quot; alt=&quot;Mr. Green&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
يارو به سادگي ميگه:
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;نقل قول:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;به عنوان مثال در راکتور PWR نيروگاه اتمي بوشهر درصد اورانيوم مورد استفاده 5درصد است و از آب معمولي استفاده مي‌شود و درصد بازدهي آن 33درصداست ولي بنده درصد غنا را به 25درصد افزايش داده‌ام و به جاي آب معمولي از آب سنگين استفاده کرده‌ام که در نتيجه 33درصد بازدهي را به 70درصد رسانده‌ام&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;
يکي نيست بهش بگه خوب نابغه اين که بهش ميگن راکتور آب سنگين. سالهاست خودمون توي دانشگاه تهران يه دونه تحقيقاتيش رو داريم.&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:12px; line-height:normal&quot;&gt;هيچ وقت نبايد به حرف گل‌ها گوش داد. گل را فقط بايد بوئيد و تماشا کرد. گلِ من تمامِ اخترکم را معطر مي‌کرد گيرم من بلد نبودم چه‌جوري از آن لذت ببرم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنت اگزوپري)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>شازده کوچولو</dc:creator>
<dc:subject>جامعه</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t5682.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96947</comments>
</item>
<item>
<title>طنز، جوک و سرگرمي :: RE: جوکهاي مودبانه!</title>
<link>http://www.persianbb.com/t101-2310.html#96946</link>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 11:36:03 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t101-2310.html#96946</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: چهارشنبه 12 اسفند 1388، ساعت 16:06 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;&lt;span style=&quot;text-decoration:underline&quot;&gt;يازده بيماري خطرناک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بري بري : کمبود ويتامين B
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بري بدي : کمبود پول
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بدي بدي : خراب ذاتي
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بدي بگي : کمبود عقل
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بگي ندي : بدقولي
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بري ندي : چتربازي
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
نري بدي : بيمعرفتي
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بدي بري : مرامي
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بدي نري : درد سر
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
نگي بدي : سورپرايز
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
بدي نگي : راز دار&lt;span style=&quot;text-decoration:underline&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>طنز، جوک و سرگرمي</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t101.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96946</comments>
</item>
<item>
<title>طنز، جوک و سرگرمي :: RE: جوکهاي مودبانه!</title>
<link>http://www.persianbb.com/t101-2310.html#96945</link>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 11:31:34 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t101-2310.html#96945</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: چهارشنبه 12 اسفند 1388، ساعت 16:01 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
زني با سر و صورت کبود و زخمي  سراغ دکتر ميره.دکتر مي پرسه: چه اتفاقي افتاده؟ 
&lt;br /&gt;
خانم در جواب ميگه: دکتر، ديگه نمي دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم مست مياد خونه، منو زير مشت و لگد له مي کنه.
&lt;br /&gt;
دکتر گفت: خب دواي دردت پيش منه: هر وقت شوهرت مست اومد خونه، يه فنجون چاي سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و اين کار رو ادامه بده. 
&lt;br /&gt;
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهري سالم و سرزنده پيش دکتر برگشت. 
&lt;br /&gt;
خانم گفت: دکتر، پيشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم مست اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چاي و شوهرم ديگه به من کاري نداشت. 
&lt;br /&gt;
دکتر گفت: ميبيني اگه جلوي زبونت رو بگيري خيلي چيزا حل ميشن &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/eusa_dance.gif&quot; alt=&quot;Dancing&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>طنز، جوک و سرگرمي</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t101.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96945</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96944</link>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 11:29:07 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96944</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: چهارشنبه 12 اسفند 1388، ساعت 15:59 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;Omid نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;به به! فرووم دو باره داره راه ميفته! سيما که يه شعر خيلى باحال نوشته و احسان هم طبق معمول يکى از اين نوابيق که در کلاس دوم راهنمايى انرژى اتمى کشف ميکنن اعصابشو خورد کرده! و بقيه هم هستن. واقعا بايد از پسر شجاع هم تقدير کرد که در اوج متروکييت (عجب کلمه اى شد!) فروم اينجا مييومد و هنوز هم ميياد و جوک مينويسه  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_biggrin.gif&quot; alt=&quot;Very Happy&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
 براوو بر همه!  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/eusa_clap.gif&quot; alt=&quot;Applause&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;
يه بار يکي از بچه هاي تالار (گمونم احسان بودش که ) مي گفت روزي رو مي بينم که اميد و پسرشجاع با همه دعوا کردن و خودشون 2تا توي تالار هستن. حالا نمي دونم استدلالش درست بود يا نه ولي نتيجه اش که داره درست از آب در مي آد&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96944</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96943</link>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 11:25:23 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96943</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: چهارشنبه 12 اسفند 1388، ساعت 15:55 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;Bayas Gool نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;پسر شجاع نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;sedayedel نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;خدمت هم تالا ريهاي قديم
&lt;br /&gt;
علاقه, عشق, احساس, قربون صدقه, بوس  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;
جيگر همتون و برم که اينقدر سرتون با يه جاييتون بازي ميکنه و شلوغه که ديگه حتي وقت نداريد 
&lt;br /&gt;
شونصد روز يک بار هم يک سري به اين تالار متروکه ي مادر مرده بزنيد  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_confused.gif&quot; alt=&quot;Confused&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;   &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_confused.gif&quot; alt=&quot;Confused&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
. اين آدرس talar.ehsan اينا يه کلي مدت قطع بودش. آدرس اصليم که تو ايران فيلتره. &lt;span style=&quot;color:darkred&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;دهن ما رو مسواک زدن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. بالاخره احسان يه جورايي درستش کرد. &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
سلام دوست هاي خوبم
&lt;br /&gt;
چه خوب مشکل سايت ظاهرا حل شده ،‌همون دو هفته اي يه بار سلامي هم که مي تونستم خدمت شما ها عرض کنم با مشکل سايت ، قطع شده بود
&lt;br /&gt;
 &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_evil.gif&quot; alt=&quot;Evil or Very Mad&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;
به نظر من براي تمام کاربران اينترنت در ايران بايد لوح صبر و استقامت داده بشه 
&lt;br /&gt;
واقعا روي حضرات و پيامبران صبور تاريخ بشريت رو ما کاربران اينترنت سفيد کرديم
&lt;br /&gt;
 &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
به قول يه بنده خدايي &amp;lt;&amp;lt;صبر کنيد و استقامت داشته باشيد که ان الله مع صابرين&amp;gt;&amp;gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96943</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96942</link>
<pubDate>Tue, 02 Mar 2010 07:14:09 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96942</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u1668.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;Bayas Gool&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: سه‌شنبه 11 اسفند 1388، ساعت 11:44 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;پسر شجاع نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;sedayedel نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;خدمت هم تالا ريهاي قديم
&lt;br /&gt;
علاقه, عشق, احساس, قربون صدقه, بوس  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;
جيگر همتون و برم که اينقدر سرتون با يه جاييتون بازي ميکنه و شلوغه که ديگه حتي وقت نداريد 
&lt;br /&gt;
شونصد روز يک بار هم يک سري به اين تالار متروکه ي مادر مرده بزنيد  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_confused.gif&quot; alt=&quot;Confused&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;   &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_confused.gif&quot; alt=&quot;Confused&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
. اين آدرس talar.ehsan اينا يه کلي مدت قطع بودش. آدرس اصليم که تو ايران فيلتره. &lt;span style=&quot;color:darkred&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;دهن ما رو مسواک زدن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;. بالاخره احسان يه جورايي درستش کرد. &lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
سلام دوست هاي خوبم
&lt;br /&gt;
چه خوب مشکل سايت ظاهرا حل شده ،‌همون دو هفته اي يه بار سلامي هم که مي تونستم خدمت شما ها عرض کنم با مشکل سايت ، قطع شده بود
&lt;br /&gt;
 &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_evil.gif&quot; alt=&quot;Evil or Very Mad&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;
به نظر من براي تمام کاربران اينترنت در ايران بايد لوح صبر و استقامت داده بشه 
&lt;br /&gt;
واقعا روي حضرات و پيامبران صبور تاريخ بشريت رو ما کاربران اينترنت سفيد کرديم
&lt;br /&gt;
 &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/eusa_angel.gif&quot; alt=&quot;Angel&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>Bayas Gool</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96942</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96941</link>
<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 17:14:59 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96941</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u507.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;Omid&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: دوشنبه 10 اسفند 1388، ساعت 21:44 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
به به! فرووم دو باره داره راه ميفته! سيما که يه شعر خيلى باحال نوشته و احسان هم طبق معمول يکى از اين نوابيق که در کلاس دوم راهنمايى انرژى اتمى کشف ميکنن اعصابشو خورد کرده! و بقيه هم هستن. واقعا بايد از پسر شجاع هم تقدير کرد که در اوج متروکييت (عجب کلمه اى شد!) فروم اينجا مييومد و هنوز هم ميياد و جوک مينويسه  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_biggrin.gif&quot; alt=&quot;Very Happy&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
 براوو بر همه!  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/eusa_clap.gif&quot; alt=&quot;Applause&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://www.omidjahromi.com/Hunting/Shooting/Omid_Glock.JPG&quot; alt=&quot;Image&quot; title=&quot;Image&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>Omid</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96941</comments>
</item>
<item>
<title>جامعه :: RE: نوابيغ نابغه نما!</title>
<link>http://www.persianbb.com/t5682-30.html#96939</link>
<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 15:36:01 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t5682-30.html#96939</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u5.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;احسان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: دوشنبه 10 اسفند 1388، ساعت 20:06 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;گلايه‌هاي جوان‌ترين پژوهشگر کشور از مسئولان&lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
يکي از جوان‌ترين پژوهشگران کشورمان با گلايه از کم‌توجهي برخي مسئولان به طرح‌هاي پيشنهادي نخبگان جوان گفت: دوست دارم طرح‌هايم را نخستين بار در کشور خودم اجرا کنم
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
به گزارش فارس، علي اسدزاده جوان‌ترين پژوهشگر کشورمان متولد 6 دي‌ماه 68 در محله تاريخي گنجينه‌کتاب شهرستان هشترود استان آذربايجان شرقي است که طي سال‌هاي گذشته توانسته افتخاراتي نظير کسب رتبه سوم پژوهش‌هاي برتر جهان در لندن سال 2008، برگزيده &amp;quot;اولين گام به سوي جايزه نوبل دانش‌آموزي &amp;quot; در لهستان سال 2007، رتبه اول جشنواره علمي ژاپن سال 2007، رتبه اول جشنواره خوارزمي در رشته فيزيک سال 1385 و همچنين رتبه اول جشنواره خلاقيت و نوآوري سال 1386 را بدست آورد.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اين پژوهشگر جوان که تا کنون 18 مقاله در زمينه مسائل هسته‌اي نيز تدوين کرده، به گفته خود، طي ماه‌هاي اخير با کم‌لطفي و بعضا بي‌توجهي برخي مسئولان مربوطه در حوزه نخبگان مواجهه شده است، مشکلاتي که در طي 30 سال گذشته نيز به صورت کم و بيش در کشور مشهود بوده و در مواردي به پناه بردن نخبگان علمي کشور به ساير نقاط دنيا نيز انجاميده است.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
هر چند که کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي از چندي پيش، بررسي اين موضوع و تلاش براي رفع مشکلات موجود در حوزه نخبگان را آغاز کرده است، اما در بين درددل‌هاي اين پژوهشگر جوان کشور با خبرنگار فارس، نمونه‌اي ديگر از &amp;quot;فرار مغزها &amp;quot; را با مرور خاطرات 15 تن از دوستاني و همکلاسي‌هايي که اکنون در دانشگاه‌هاي آمريکا و کانادا ادامه تحصيل مي‌دهند، مشاهده کرديم.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
به همين بهانه طي گفتگويي با جوان‌ترين پژوهشگر کشورمان، تلاش کرديم که ضمن معرفي برخي از طرح‌هاي تحقيقاتي وي، گوشه‌اي از مشکلات و موانع پيش‌روي نخبگان علمي کشور، به خصوص پژوهشگران جوان و نوجوان کشور را به مسئولان مربوطه يادآوري کنيم؛
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
علي اسدزاده يکي از پژوهشگران جوان کشورمان در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، به معرفي خود پرداخت و اظهار داشت: بنده کارها و فعاليت‌هاي پژوهشي را از سال دوم ابتدايي شروع کردم و تا امروز هم بيش از 50 مقاله نوشته‌ام که 18 مورد آن در حوزه علوم هسته‌اي بوده است.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
وي که اکنون عضو بنياد علمي نخبگان کشور است، افزود: تاکنون نيز رتبه سوم پژوهش‌هاي برتر جهان در لندن سال 2008، برگزيده &amp;quot;اولين گام به سوي جايزه نوبل دانش‌آموزي &amp;quot; در لهستان سال 2007، رتبه اول جشنواره علمي ژاپن سال 2007، رتبه اول جشنواره خوارزمي در رشته فيزيک سال 1385 و همچنين رتبه اول جشنواره خلاقيت و نوآوري سال 1386 را کسب کرده‌ام.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اسدزاده در ادامه گفت: &lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;تاکنون طرح‌هايي در خصوص درصد افزايش بازدهي نيروگاه‌هاي اتمي در رآکتورهاي شکافت از 33درصد تا 75درصد، استخراج اورانيوم از عناصر موجود در کف دريا، طراحي هواپيماي بدون سرنشيني که هم زيردريايي است و هم هواپيماي عمودپرواز، رادارگريز و جاسوسي است که البته اين کار به صورت گروهي انجام شد و بنده به عنوان سرگروه فعاليت مي‌کردم، ارائه کرده‌ام؛ البته طرح رآکتورهاي گداخت مغناطيسي که درصد بازدهي را افزايش مي‌دهد يکي ديگر از طرح‌هاي بنده بوده است.&lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
وي با بيان اينکه اين موارد طراحي شده ولي اکنون جايي و نهادي از ما حمايت نمي‌کند، خاطرنشان کرد: سازمان انرژي اتمي که به ندرت از اين پروژه‌ها حمايت و استقبال مي‌کند و ساير مراکز علمي و پژوهشي هم چون اين موارد از طرح‌هاي تخصصي هستند، چندان توجهي به آنها نمي‌کند و بهايي به اين طرح‌ها نمي‌دهند.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اين پژوهشگر همچنين اضافه کرد: اين طرح‌ها، به صورت کامل طراحي شده است، ولي اجرايي کردن و آزمايش آنها نيازمند بودجه و امکانات خاصي است که ما اين بودجه و امکانات را نداريم، به عنوان مثال در مورد استخراج اورانيوم از عناصر موجود در کف دريا، نيازمند آزمايشگاه‌‌هاي تخصصي هستيم که ما به آن دسترسي نداريم.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اين پژوهشگر جوان کشورمان در ادامه در خصوص طرح خود پيرامون گداخت و شکافت هسته‌اي نيز گفت: من يک طرحي درباره رآکتورهاي شکافت ارائه داده‌ام، به عنوان مثال در راکتور PWR نيروگاه اتمي بوشهر درصد اورانيوم مورد استفاده 5درصد است و از آب معمولي استفاده مي‌شود و درصد بازدهي آن 33درصداست ولي بنده درصد غنا را به 25درصد افزايش داده‌ام و به جاي آب معمولي از آب سنگين استفاده کرده‌ام که در نتيجه 33درصد بازدهي را به 70درصد رسانده‌ام و اين طرح در لندن رتبه سوم را کسب کرد.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اسدزاده در خصوص کاربردهاي اين طرح نيز اظهار داشت: با اين طرح مي‌توانيم درصد بازدهي نيروگاهي و تعداد محصولات را افزايش دهيم.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
وي همچنين در خصوص اين طرح خود يادآور شد: &lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;من از سال دوم دبيرستان پژوهش، در زمينه علوم هسته‌اي را شروع کردم و کار و تحقيق روي طرح بازدهي نيروگاه اتمي حدود 6 ماه به طول انجاميد، البته ساير طرح‌ها نيز به صورت 4 ماه و 6 ماهه و 7 ماهه زمان مي‌گرفت.&lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
جوان‌ترين پژوهشگر کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: طرح افزايش بازدهي نيروگاه از 33درصد به 70درصد به صورت تئوري ارائه شده و بايد رآکتورهاي آن طراحي شود که اين کار تنها در نيروگاه انجام مي‌شود، ولي هنوز نيروگاه اتمي بوشهر راه‌اندازي نشده و نمي‌توان از آن استفاده کرد که اميدوارم بعد از راه‌اندازي نيروگاه اتمي بوشهر اگر فرصت بدهند، اين طرح را آزمايش کنيم.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اسدزاده با بيان اينکه اين طرح‌ها را به برخي مسئولين مربوطه نيز ارائه داده‌ام، اضافه کرد: متاسفانه برخي از مسئولان مربوطه توجه چنداني به اين طرح‌ها ندارند و ما هم اين چنين سردرگم مانده‌ايم، بنده حتي اين طرح را به برخي از مسئولين سازمان انرژي اتمي هم پيشنهاد کرده‌ام اما تاکنون توجهي به آن نشد در حالي که همين طرح در يک جشنواره بين‌المللي در لندن رتبه سوم را کسب کرد.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
وي همچنين يادآور شد: در آن جشنواره بين‌المللي از ما استقبال بهتري ‌شد و اکنون نيز &lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;از چندين دانشگاه معتبر دنيا مثل برکلي، کاليفرنيا، مونترال، ونکوور، هاروارد و... براي بنده دعوتنامه پذيرش ارسال شده است ولي به خاطر عرق و علاقه‌اي که به کشورم دارم به آنجا نمي‌روم و دوست دارم اين طرح‌ها براي اولين بار در کشور خودم اجرا کنم.&lt;/span&gt; &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/eusa_liar.gif&quot; alt=&quot;Liar&quot; border=&quot;0&quot; /&gt; 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اين پژوهشگر جوان کشورمان در خصوص مهمترين مشکلات و موانع کار خود و ساير نخبگان جوان کشور اظهار داشت: متاسفانه در کشور ما از پژوهشگران جوان و نوجوان حمايت چنداني نمي‌شود و اگر ما بخواهيم طرحي را ارائه کنيم بايد مراحل سخت و زيادي را پشت سر بگذاريم بدون اينکه يک نهاد يا مرجعي از ما حمايت کند و اين موارد در کنار مشکلاتي مانند معضلات مادي، امکانات و حتي آزمايشگاه‌هاي تخصصي کار را براي ما سخت مي‌کند.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اسدزاده همچنين به پديده &amp;quot;فرار مغزها &amp;quot; نيز اشاره کرد و افزود: به دليل همين مشکلات شاهد پديده فرار مغزها در کشور هستيم به طوري که حدود 15 نفر از دوستان بنده اکنون از کشور رفته و در دانشگاههاي مونترال، UPS، ونکوور کانادا و کاليفرنياي آمريکا مشغول به تحصيل هستند.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
وي در همين زمينه اضافه کرد: هر کدام از اين دوستان من که به خارج رفته‌اند مي‌توانستند در رشته‌هاي فيزيک، شيمي، مکانيک، عمران و صنايع مهره‌اي تاثيرگذار براي کشور باشند که متاسفانه اکنون در دانشگاه‌هاي خارج از کشور مشغول به ادامه تحصيل هستند که اميدوارم بعد از اتمام تحصيلات خود به کشور بازگردند.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اين پژوهشگر جوان کشورمان در پايان گفت: برخي از اين افراد در رشته‌هاي خود طرح‌هايي ارائه کرده بودند و چندين مدال المپياد و رتبه‌هاي تک‌رقمي کارشناسي ارشد کشور را هم کسب کرده بودند، ولي متاسفانه همين نخبگان به دليل کم‌توجهي برخي مسئولان براي ادامه تحصيل به خارج از کشور رفته‌اند.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
منبع: &lt;a href=&quot;http://alef.ir/1388/content/view/65823&quot; target=&quot;_blank&quot; class=&quot;postlink&quot;&gt;الف&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11px; line-height:normal&quot;&gt;» &lt;span style=&quot;color:#FF6600&quot;&gt; تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!&lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;
» &lt;span style=&quot;color:#0066FF&quot;&gt;برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>احسان</dc:creator>
<dc:subject>جامعه</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t5682.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96939</comments>
</item>
<item>
<title>طنز، جوک و سرگرمي :: RE: کجايند فرزندان ايران زمين...!؟</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8901.html#96938</link>
<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 11:24:03 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8901.html#96938</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: دوشنبه 10 اسفند 1388، ساعت 15:54 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
اينا پشت کار نيست رو هستش &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_mrgreen.gif&quot; alt=&quot;Mr. Green&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>طنز، جوک و سرگرمي</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8901.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96938</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96937</link>
<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 18:18:28 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96937</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u2440.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;TITAN&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: يکشنبه 09 اسفند 1388، ساعت 22:48 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
گزاش تصويري از بازديد من از شهر اهواز
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://img697.imageshack.us/img697/7347/dsc002152.jpg&quot; alt=&quot;Image&quot; title=&quot;Image&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
نميدونم چرا اسم لر ها و ترک ها بد در رفته...چون به نظر من هيچ چيز سخت تر از غرفه دار بودن در نمايشگاه اهواز نيست، نميدونم چرا فکر ميکردم يکي از بهترين شهر هاي ايران بايد باشه!!، و کشف ديگه اي که کردم اينه که اهوازي ها شکلات خيلي دوست دارند، حداکثر زمان ماندن شکلات کاکا ئويي در ميز مقابل بازديد کنندگان 20 دقيقه و در ميزي که هيچ بازديد کننده دسترسي به اون نداشت 60 دقيقه بود!!!!!، و جالب خوردن شکلاتي بود که تمايل به خوردن آن شکلات در انسان عادي به 0.03% ميرسه، اما اهواز قوانين متفاوتي داره.. البته اونها فکر ميکنند که هرچي که توي نمايشگاه باشه براي بردنه ( حتي بنر تبليغاتي روي ديوار يه غرفه)
&lt;br /&gt;
راستي اگه سوار تاکسي فرودگاه شديد هرچقدر که آخر مسير خواست بديد بهش..براي سلامتي خودتون ميگم.. ( مسير فرودگاه به کيانپارس 9.000 تومان البته مسافر ديگه هم سوار ميکنند، کيان پارس به فرودگاه با معطلي 3500 تومان)
&lt;br /&gt;
راستي اگه ديديد قدرت ديد افقي شما در روز به زير 20 متر ميرسه در بودن توي &amp;quot;مه&amp;quot; لذت نبريد، چون بايد گل لباساتون رو چند ساعت بعد بشوريد (گرد و خاک هوا و رطوبت ترکيب خوبي نميشه معمولا)
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
راستي از کبابي بين خيابون 16-17 چيزي نخريد، گرون فروشه&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color:indigo&quot;&gt;خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌ &lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;color:violet&quot;&gt;در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>TITAN</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96937</comments>
</item>
<item>
<title>مباحث فني کامپيوتري :: RE: PHP</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8892.html#96936</link>
<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 17:51:32 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8892.html#96936</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u2440.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;TITAN&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
عنوان: Re: PHP&lt;br /&gt;زمان ارسال: يکشنبه 09 اسفند 1388، ساعت 22:21 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;پسر شجاع نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;&lt;table width=&quot;90%&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;3&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;span class=&quot;genmed&quot;&gt;&lt;strong&gt;TITAN نوشته بود:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;quote&quot;&gt;سلام
&lt;br /&gt;
يه سوال تخصصي داشتم
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اينکه من تصميم گرفتم يه زبون برنامه نويسي ياد بگيرم و به جاي html ميخواهم php ياد بگيرم، ميخواستم بدونم که نرم افزار خواسي براي اين کار هست؟ يه نرم افزار مثل frontPage که صفحات وب طراحي ميکنه
&lt;br /&gt;
راستي من zend studio رو دارم ميشه با اين کار کرد؟؟
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
ps هر کي بلد باشه جواب نده، خره!!!&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
1- خر خودتي
&lt;br /&gt;
2- html رو بايدياد بگيري . تا اونو ندوني نمي توني درست کد بزني . php بدون استفاده مي شه واسه ات.
&lt;br /&gt;
3- بهتره يه client side هم اولش ياد بگيري. به درد تو که تو خط هنر و طراحي هستي مي خوره
&lt;br /&gt;
4- zend خوبه ولي نرم افزار هاي راحت تري هم هستن.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
پ.ن: حتما از manual  ِ خود php.net استفاده کن. خيلي راحت و خوب توضيح داده&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
لطفا اگر سوالي در PHP داشتيد، دريغ نکنيد، در خدمت هستيم...&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color:indigo&quot;&gt;خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌ &lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;color:violet&quot;&gt;در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>TITAN</dc:creator>
<dc:subject>مباحث فني کامپيوتري</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8892.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96936</comments>
</item>
<item>
<title>طنز، جوک و سرگرمي :: RE: کجايند فرزندان ايران زمين...!؟</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8901.html#96935</link>
<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 17:44:26 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8901.html#96935</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u2440.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;TITAN&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: يکشنبه 09 اسفند 1388، ساعت 22:14 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
لامصب عجب پشت کاري هم داره....&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color:indigo&quot;&gt;خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌ &lt;/span&gt;
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;color:violet&quot;&gt;در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>TITAN</dc:creator>
<dc:subject>طنز، جوک و سرگرمي</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8901.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96935</comments>
</item>
<item>
<title>طنز، جوک و سرگرمي :: RE: جوکهاي مودبانه!</title>
<link>http://www.persianbb.com/t101-2310.html#96934</link>
<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 16:26:14 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t101-2310.html#96934</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: يکشنبه 09 اسفند 1388، ساعت 20:56 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
غضنفرو برق 3 فاز ميگيره پرت مي کنه ، بلند ميشه ميگه : اگه مردين يه فاز يه فاز بيان جلو&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>طنز، جوک و سرگرمي</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t101.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96934</comments>
</item>
<item>
<title>طنز، جوک و سرگرمي :: RE: جوکهاي مودبانه!</title>
<link>http://www.persianbb.com/t101-2310.html#96933</link>
<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 16:25:02 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t101-2310.html#96933</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u154.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;پسر شجاع&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: يکشنبه 09 اسفند 1388، ساعت 20:55 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
يه روز آشغالي مياد دمه خونه ي غضنفر ميگه : آشغال دارين؟ غضنفر داد ميزنه: خانوم توي خونه آشغال داريم ؟ زنش ميگه: آره داريم غضنفر ميگه: آره داريم، نمي خوايم&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;پسر شجاع در جمع دانشجويي:&amp;quot; به خدا سوگند که پست رياست جمهوري برايم از پيشاب بز هم کم ارزش تر است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>پسر شجاع</dc:creator>
<dc:subject>طنز، جوک و سرگرمي</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t101.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96933</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96932</link>
<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 15:45:26 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96932</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u1592.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;ehsaneyazdanpanah&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: يکشنبه 09 اسفند 1388، ساعت 20:15 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
هرچند صداي دل گويي هيچگاه مارا نميرسد و اندرين باب مارا اسائه(اساعه،اصاعه،اثاعه،اصائه،...)ادب است گفتمان ،ليک عرض ادبي مينماييم عظيم ، باشد که درافتد صداي دلمان در دلشان....و بقول عاشق صفتان پرغيرت لوتي مسلک ونه طوطي صفت،
&lt;br /&gt;
فرستادم تا حاضري بزنم در دفتر رفاقت....عزت زياد&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;براي شعري که بي تو خواهم گفت...
&lt;br /&gt;
قافيه کم دارم ...
&lt;br /&gt;
و... 
&lt;br /&gt;
تجربه ي با تو بودن را...
&lt;br /&gt;
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>ehsaneyazdanpanah</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96932</comments>
</item>
<item>
<title>لابي تالارهاي گفتمان :: RE: لابي تالارهاي گفتمان</title>
<link>http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96931</link>
<pubDate>Thu, 25 Feb 2010 19:37:37 GMT</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.persianbb.com/t8415-495.html#96931</guid>
<description>نو&#1740;سنده: &lt;a href=&quot;http://www.persianbb.com/u348.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;sedayedel&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
زمان ارسال: جمعه 07 اسفند 1388، ساعت 0:07 (GMT 4.5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;span class="postbody"&gt;
اي صميمى اي دوست
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
گاه بيگاه لب پنجره خاطره ام مي آيي. 
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
اي قديمي اي خوب
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
تو مرا ياد کني يا نکني، من به يادت هستم.
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
آرزويم همه سرسبزي توست
&lt;br /&gt;

&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/11.gif&quot; alt=&quot;Image&quot; title=&quot;Image&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;br /&gt;_________________&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-style:italic&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight:bold&quot;&gt;از تخم خودم,  تخم خودم,  جوجه ميسازم, ميشم جوجه فروش, به تخمم مينازم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;  &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;   &lt;img src=&quot;http://images.talar.ehsan.eu/smiles/icon_razz.gif&quot; alt=&quot;Razz&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<dc:creator>sedayedel</dc:creator>
<dc:subject>لابي تالارهاي گفتمان</dc:subject>
<annotate:reference rdf:resource="http://www.persianbb.com/t8415.html" />
<comments>http://www.persianbb.com/posting.php?mode=quote&amp;p=96931</comments>
</item>
</channel>
</rss>
<!-- Page generation time: 0.172s  - Memory Usage: 3.170 Mb  - GZIP enabled -->