| نویسنده |
پیغام |
m-nobody  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 اسفند 1385 مجموع ارسالها: 73 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آبادي بالا چه فرق مي کند آبادي پايين جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 21 اسفند 1385، ساعت 18:33 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#46
|
| |
سلام . فکر نمي کردم اين قدر عاشق کم باشه . چند روزه آخرين چيزي که اينجا نوشته شده من نوشتم و کسي نمي آد چيز جديدي بنويسه گويا اينجا هم من تنهام ...
ما رو باش خيال مي کرديم هميشه يکي رو داريم
يکي که به وقت گريه سر رو شونه هاش بذاريم
ما رو باش خيال مي کرديم که يکي به فکرمون هست
ميون اين همه وحشت توي اين کوچه بن بست
ما رو باش دل به کي بستيم چشم به راه کي نشستيم
ما که واسه خاطر تو قرق ماهو شکستيم
وقتي خورشيد حقيقت از خواب قصه برآشفت
تازه فهميدم چه آسون چشم تو به من دروغ گفت
هاج و واج رد نگاتو به گلاي قالي دوختي
بگو اون همه عشقو به چه قيمتي فروختي؟
تو به فکر من نبودي توي گرگ و ميش مهتاب
حتي اندازه چشمي که يهو مي پره از خواب |
|
_________________ خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود
پس چرا گشت شبانه دربه در يادت نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
|
|
|
 |
m-nobody  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 اسفند 1385 مجموع ارسالها: 73 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آبادي بالا چه فرق مي کند آبادي پايين جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 22 اسفند 1385، ساعت 1:58 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#47
|
| |
|
انگاري بروبچ اهل عشق نيستن... خيالي نيست.. |
|
_________________ خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود
پس چرا گشت شبانه دربه در يادت نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
|
|
|
 |
بي ستاره  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 24 دي 1385 مجموع ارسالها: 250 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: دزفول جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 22 اسفند 1385، ساعت 2:14 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#48
|
| |
عزيزم خيليا عشقشون تو دلشونه، اگه عشقي بره تو دل ديگه بيرون نمياد، چه برسه که بياد تو تالار |
_________________ حکمت خدا پيچيدست 
|
|
|
|
|
 |
m-nobody  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 اسفند 1385 مجموع ارسالها: 73 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آبادي بالا چه فرق مي کند آبادي پايين جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 22 اسفند 1385، ساعت 17:32 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#49
|
| |
عزيزم عشقي که تو دل بمونه يا عشق نيست يا جسم رو زنده نمي گذاره...
حافظ:
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش حریف خانه و گرمابه و گلستان باش
کمال دلبری و حسن در نظربازیستخموش به شیوه نظر از نادران دوران باش |
|
_________________ خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود
پس چرا گشت شبانه دربه در يادت نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3577 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 22 اسفند 1385، ساعت 21:40 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#50
|
| |
|
|
|
|
 |
حيف!  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 670 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 1:53 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#51
|
| |
ديروز به سرعت از مقابل نگاهم گريختي ..... نگاهي که چه ببيني چه نه بيني هميشه همان جاست ....در انتظار تو که بيايي و مرا با خود ببري .....و من به دور دست ها خيره مي شوم ..از آنجا به نقطه اي که انتظار ديدارت را مي کشيدم با همان اندک هوشي که برايم باقيمانده از دقايقي که مي گذشت بي آمدنت ...سوخته به زير آفتاب گرم نيامدنت و انتظار ! ...خسته و ايستاده....نه جايي براي ايستادن ..نه فرصتي براي ماندن....نه ديواري براي تکيه دادن ... و تو نيامدي.... ومن باز چون هميشه نااميد از راحتي لحظه هايي که مرا با خود مي بري....سوار خط واحد شدم ...اي تاکسي نارنجي دوست داشتني |
|
|
|
|
|
|
 |
m-nobody  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 اسفند 1385 مجموع ارسالها: 73 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آبادي بالا چه فرق مي کند آبادي پايين جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 11:10 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#52
|
| |
ديدي اي دل كه غم عشق دگربار چه كرد
چون بشد دلبروبا يار وفادار چه كرد
آه از آن نرگس جادو كه چه بازي انگيخت
آه از آن مست كه با مردم هشيار چه كرد
اشك من رنگ شفق يافت ز بي مهري يار
طالع بي شفقت بين كه در اين كار چه كرد
برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر
وه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد
ساقيا جام ميم ده كه نگارنده غيب
نيست معلوم كه در پرده اسرار چه كرد
آنكه پر نقش زد اين دايره مينايي
كس ندانست كه در گردش پرگار چه كرد
فكر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد كه با يار چه كرد |
|
_________________ خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود
پس چرا گشت شبانه دربه در يادت نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
|
|
|
 |
m-nobody  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 اسفند 1385 مجموع ارسالها: 73 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آبادي بالا چه فرق مي کند آبادي پايين جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 11:18 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#53
|
| |
يكي ديوانه اي آتش بر افروخت در آن هنگامه جان خويش را سوخت
همه خاكسترش را باد مي برد وجودش را جهان از ياد مي برد
تو همچون آتشي اي عشق جانسوز من آن ديوانه مرد آتش افروز
من آن ديوانه آتش پرستم در اين آتش خوشم تا زنده هستم
بزن آتش به عود استخوانم كه بوي عشق برخيزد ز جانم
خوشم با اين چنين ديوانگي ها كه مي خندم به آن فرزانگی ها
لهيبي همچو آه تيره روزان بساز اي عشق و جانم را بسوزان
بيا آتش بزن خاكسترم كن مسم در بوته هستي زرم كن
فريدون مشيری |
|
_________________ خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود
پس چرا گشت شبانه دربه در يادت نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 14:38 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#54
|
| |
| بي ستاره نوشته بود: |
عزيزم خيليا عشقشون تو دلشونه، اگه عشقي بره تو دل ديگه بيرون نمياد، چه برسه که بياد تو تالار  |
|
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
|
|
|
|
|
 |
pantea آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 1270 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 15:47 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#55
|
| |
|
عشقي را که از نگاه تجربه کني به مراتب گواراتر از عشقي ست که از زبان تجربه کرده باشي! |
|
_________________ مه اديان و بيشترِ آيينها به شيشهي پنجره ميمانند : راستي را از پسِ آنها ميبينيم، ولي ميان ما و راستي حائل ميشوند و ما را از آن دور ميدارند. جبرانخليلجبران
|
|
|
|
|
 |
Oranium  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 329 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 15:54 |
|
 |
3 سال و 6 ماه پيش |
|
#56
|
| |
|
و عشقي را که با دل تجربه کني به مراتب شيرينتر و دلنشينتر از عشقي ست که از نگاه تجربه کرده باشي! |
|
_________________ من يک اورانيم غني شده هستم
"سلطان همه عناصر"
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2315 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 16:11 |
|
 |
3 سال و 5 ماه پيش |
|
#57
|
| |
حسرت چشيدن عشق هميشه در دلم بود و مي دونم تا آخر دنيا بايد همراهم باشه .
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله زنم بگويدم دم مزن و بيان مکن |
_________________ 
|
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2371 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 16:30 |
|
 |
3 سال و 5 ماه پيش |
|
#58
|
| |
|
|
|
|
 |
m-nobody  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 اسفند 1385 مجموع ارسالها: 73 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آبادي بالا چه فرق مي کند آبادي پايين جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 20:41 |
|
 |
3 سال و 5 ماه پيش |
|
#59
|
| |
رهگذر! سکوت اين کوچه رو بشکن
تا سحر شه شب تنهای تو با من
حالا که کوچه اميدش يه عبوره
نگو سخته، نگو ديره، نگو دوره
اگه دوری اگه نزديک ،اگه تنها اگه تاريک
همدم غربت تو منم ،همين کوچه باريک
شب تنهای تو ،بی کوچه که انتها نداره
شب من غير قدمهای تو که صدا نداره |
|
_________________ خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود
پس چرا گشت شبانه دربه در يادت نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
|
|
|
 |
m-nobody  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 اسفند 1385 مجموع ارسالها: 73 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آبادي بالا چه فرق مي کند آبادي پايين جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 23 اسفند 1385، ساعت 20:43 |
|
 |
3 سال و 5 ماه پيش |
|
#60
|
| |
یک شب کنار شمعی، تا صبح دم نشستم
او گریه کرد می سوخت، من هم زغم شکستم
در آن شب سیه رو، یادم به چشمت افتاد
آن مستی نگاهت، بر روی چشمم افتاد
آهسته اشکی آمد، پایین ز دیدگانم
گویی به شعله آمد، شمع درون جانم
آن قطره اشکم آخر، بر روی شمع لغزید
خاموش گشت آنگه، دودی به ناز رقصید
از طرح دود آن شمع، در آن سیاهی تار
شعری نوشته می شد، آهسته روی دیوار
دل می تپد به سینه، با یاد روی دلدار
هر جا که هستی یارم، باشد خدانگهدار |
|
_________________ خواب روزانه اگر در خور تقدير نبود
پس چرا گشت شبانه دربه در يادت نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
|
|
|
 |
|
|